روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي
از بزرگان
طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که
خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها
ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در جواب پرسش گر گفت: در
باره مليت هاي بزرگ، جوک درست مي کنند.
سوال كنكور سال 86 1- انرژي هسته اي حق مسلم ..........
الف- ماست
ب - شير
ت -پنير
د - هر سه مورد
برداشتن قدم های بزرگ در زندگی... . . . پــاره شدن شلـــوار را در پی دارد
روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.» سعيد:«قورباغه و برادرش.»
بوش گفته 3 نقطه از قم را ميزنيم. لره ميگه چرت ميگه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره غضنفر ميگه جفتشون زر ميزنن چون ""گم"" اصلا نقطه ندار
زن و شوهر با هم قهر بودن هر چي مي خواستن به هم بگن روي كاغذ مي نوشتن يه شب زنه مي نويسه صبح ساعت 6 من و از خواب بيدار كن صبح ساعت 10 از خواب بيدار مي شه مي بينه مرده رو كاغذ نوشته پاشو ساعت شيشه زنيكه خر
يه اصفهاني موز مي خوره پوستشو مي زاره لاي دفتر خاطراتش
روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم
يك مار به حمام زنونه ميره همه جيغ ميكشند ماره ميگه نترسيد من كبرا هستم
يه غضنفر ميميره. شب اول قبر 62 تا فرشته ميان سراغش. 2 تاشون سوال مي کردن 60 تاشون حاليش مي کردن
غضنفر بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
پليس به غضنفر: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! غضنفر: ولي اينجا تابلو نزدين پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين
غضنفر به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! غضنفر ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
به غضنفر يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم
يه غضنفر مياد تهران يه دونه پرشيا صفر مي بينه ميزنه شيشه هاشو خورد مي کنه صاحبش مي گه چرا اين کارو کردي؟ مگه مرض داري؟ غضنفر مي گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته
يک بار يک غضنفر زنگ ميزنه تاکسي تلفني ميگه اقا ماشين داريد. مردي که پشت تلفن بوده جواب ميده بله. غضنفر ميگه خوش به حالتون ما نداريم
غضنفر باباش ميميره ميخواسته خاکش کنه جو ميگيرتش باراندازش ميکنه
مي ره توالت افتاب رو مي شکنه يکي مي گه چرا افتابه رو شکوندي؟ مي گه ايلده واسه من فيگور مي گيره پدر سگ
غضنفر رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه اگه مردين يه فاز يه فازبياين جلو
غضنفر واسه رفيقاس خالي مي بنده مي گه: من هر دو هفته يک بار مي رم ژاپن رفيقاش مي گن اگه راست مي گي اسم يکي از خيابوناش رو بگو؟ غضنفر يه خورده فکر مي کنه بعد مي گه: اهان خيآبون شهيد بروسلي
غضنفر ميره تو خيابون مي بينه نوشته: سيو همان سيب است ميگه: دروغ ميگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود
به غضنفر مي گن شما ايميل دارين؟ مي گه نه خيلي ممنون من تازه غذا خوردم نوشجان
غضنفر تو جوي آب تف ميکنه ميره دنبالش پاشو بگذاره روش
غضنفر تو خواب دعواش مي شه شب بعد با بچه محلاش مي خوابه
غضنفر مي خواسته خودکشي کنه مي ره تو گلدون مي گه به من اب ندين
غضنفر عاشق مي شه روي در خونشون تابلو مي زنه بزودي در اين مکان عروسي برگزار مي شود
غضنفر رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
غضنفر از تاکـ..سي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي راننده ميگه من که چيزي نگفتم.غضنفر مي گه بعدا که مي گي
غضنفر جلو در دبيرستان دخترونه ميوفته تو جوب واسه اينکه ضايع نشه مي گه: هرکي منو دراورد مال خودش
به غضنفر ميگن اين خيابون کجا ميره ؟ ميگه من 40 ساله تو اين خيابون زندگي ميکنم تا حالا نديدم جايي بره
غضنفر سکه ميندازه صندوق صدقات سوارش مي شه
غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بيرون يه دفعه مي خوره زمين واسه اين که کم نياره مي گه حرکتو حال کردي
غضنفر با کُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند واسه چي تو خونه کت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد
غضنفر ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. غضنفر ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه
غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش فردا رفقيش مي گه برديش؟ غضنفر مي گه: آره. تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
غضنفر خواب ميبينه داره بازي ميکنه باباش رو ميکشه ميره مرحله بعد از خواب بلند ميشه ميبينه باباش جلوش نشسته ميگه اه سيو نکردم
غضنفر از زمين و زمان گله مي کرده مي گه: چه دنياي بدي شده ادم نمي تونه به هيچ کـ..س اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسيدم هر کدوم يه چيز مي گن نمي دونم حرف کدوم رو باور کنم؟
غضنفر اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه: خدا کنه نوکيا در بياد
بچه ي غضنفر به باباش ميگه: بابا چرا ما هم مثل بقيه با هواپيما نميريم کانادا؟ غضنفر ميگه: خفه شو بچه، شنا کن
از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه
يه غضنفر مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟ ميگه مي خوام خودکشي کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم
زن: مرد چرا کولر نمي خري ؟ غضنفر: به درد نمي خونه اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
غضنفر کيس کامپيوترشو مي بره نمايندگي ميگه: آقا اين اين خرابه مي پرسن چرا؟ جواب ميده: چند روزه جا ليوانيش بيرون نمي آد
به غضنفر ميگن با نجيب جمله بساز. ميگه شلوار من نه زيپ داره نه جيب
يه غضنفر و يه عربه داشتن با هم دعوا ميکردنو به هم فحش ميدادند.غضنفر شروع ميکنخ به خنديدن ميگن چرا ميخندي؟ميگه آخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قرآن ميخونه...
غضنفر مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، ميگه: اين دوست دختر که ميگن شمايي؟
غضنفر قلکش پر ميشه، 500 تومن سر ميده، با يه قلک نو عوض ميکنه
غضنفر سرش رو بي آب شامپو ميکنه. ميگن چرا بي آب؟ ميگه: چون روش نوشته مخصوص موهاي خشک
غضنفر ميره لايه ازون رو بدوزه، اما بر نميگرده. ميبينن لايه ازون رو از بيرون دوخته
غضنفر آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره، ازش ميپرسن چرا؟ ميگه: ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم!
غضنفر ميره بقالي ميگه: نوشابه خانواده دارين. بقاله ميگه: آره. غضنفر ميگه: به مجرد ها هم ميدين؟
غضنفر اپليکيشن فرم پر ميکنه ، جلوي سکـ..س مي نويسه: بله خيلي زياد
به غضنفر ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. کلمه بگو جمله بسازم
به غضنفر ميگن: ناف تهران کجاست؟ ميگه: يه کم بالاتر از برج ميلاد
غضنفر سوار تاکسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. غضنفر ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب کني؟
غضنفر توالت ميساخته. آجر کم مياره. اوپن ميسازه
غضنفر شماره تلفن پيدا ميکنه. زنگ ميزنه ميگه: من شماره تونو پيدا کردم. آدرس بدين تا واستون بيارمش.
غضنفر تاکسي دربست ميگيره. از پنجره سوار ميشه
به غضنفر ميگن: نظرت راجع به آتروپات چيه؟ ميگه: راستش يخمک خوشمزه تره
غضنفر از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! غضنفر ميگه: ايلده فردا صبح که اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم
غضنفر داشته شناي قورباغه ميرفته، لک لک مياد ميخوردش
غضنفر ميميره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش ميکنند
به يه غضنفر مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
يه روز غضنفر پاش درد ميکرده تو جورابش قرص بروفن ميندازه
غضنفر داشته نوار نوحه گوش ميداده ميزنه اخرش ببينه شام ميدن يا نه
غضنفر مست ميکنه شنگول ميشه گرگه مياد ميخورتش
غضنفر ميره پمپ بنزين. يارو به غضنفر ميگه آقا سوپر بزنم يا معمولي غضنفر ميگه معمولي بزن خانواده تو ماشين نشسته
تو اردبيل به مناسبت ميلاد امام علي به همه ي اونهايي که اسمشون ميلاد بود جايزه دادن!
غضنفر زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي ميگه البرادعيه؟ يارو ميگه آره. ميگه دکتر غضنفر؟ يارو ميگه آره. غضنفر ميگه تو اگه دکتري پس چرا تو آژانس کار مي کني؟!
غضنفر رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار تعطيل است
يه روز يه غضنفر از يه پسره ميپرسه بچه کجايي؟ ميگه بچه امام حسين. غضنفر ميزنه زير گريه و پسره رو بغل ميکنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!
به يه غضنفر مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
غضنفر ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميکنيم باهاش قايق درست ميکنيم. غضنفر هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شکمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميکنم
دو تا ماشين با هم تصادف ميکنند و دست بر قضا، يکيشون ترکبوده. افسر مياد و ميپرسه: کدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: من خواب بودم، نديدم مقصر کي بود!
غضنفر ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه کت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده.
غضنفر با ماشينش ميزنه به يه زنه، زنه ميگه: آي دستم، آي پام، آي سرم! غضنفر ميگه پاشو، پاشو، اين ادا بازيها رو واسه حسن جوهرچي در بيار (او يک فرشته بود).
غضنفر ميخوره به ديوار ميگه ببخشين
به غضنفر ميگن اسم يه پستاندار بگو که پرواز ميکنه?غضنفر ميگه:مهماندار ه
به ياد داشته باش : به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است، به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است
خدا هيچوقت از تو سئوال نمي کنه که چه نوع ماشيني رو روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد که چند نفر رو که وسيله نداشتند به مقصد رسوندي؟
چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟
محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد
قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن
اون چيه که لاي سينه رد ميشه.. روي رون کشيده ميشه..يهو ميره توووو قفل ميشههه...هي عمووووووووو چقدر فکرت منحرفه، کمربند ايمنيه ديگه
خيلي دوست دارم با تو برم ماهيگيري، آخه هيچکس مثل تو کرم نداره
غضنفر ميره ميوه فروشي، ميگه: حاجي يک کيلو ازين ليموها به ما بده. ميوه فروشه بهش
برميخوره، ميگه: ليمو چيه مرد مؤمن؟! بگو سينه نيکل کيدمن!! غضنفر هم ميگه: باشه
بابا، يک کيلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، يک کيلو هم گيلاس بده. باز ميوه
فروشه بهش برميخوره، ميگه: آقاجان گيلاس چيه؟! بگو لپاي مدونا!! غضنفر هم ميگه: باشه
بابا، از همونا. بعد غضنفر کيوي ميخواسته، ميگه: قربونت حاجي، يک کيلو هم از اون
تخماي نلسون ماندلا بده!
پسر غضنفر ميره پيش يک افسره پليس، ازش ميپرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده
دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بکنمت! بعد هم ميزنه به چاک، افسره هم ميفته
دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو پشت سرش ميبنده. پليسه در خونه رو ميزنه، غضنفر
مياد دم در، ميگه: بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به
من گفته ساعت ده بيا بکنمت!! غضنفر هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقيقه مونده!
يه روز غضنفر ميره داروخانه ميگه اقا ببخشيد کاندوم دارين دکتوره که فارس بود ميخواد غضنفر رو دست بندازه ميگه: داريم عزيزم ولي انواع مختلفه ميخي گيفي
عسلي و... داريم. از کدوم يکي بدم. غضنفر ميگه:والاه منکه از اينجور چيزا سر در نميارم ولي فکر کن. طرف خواهر مادر خودته يچيز خوب بده.
يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه غضنفر سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي
هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، غضنفر يه مي گه: من مي پرم به يه شرط: همه تون برام کف بزنين،
همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن
يه روز يه غضنفر که فلج بوده ميره مرقد امام رضا و داشته گريه ميکرده و از امام شفاعت ميخواسته که يه خانم هم مياد و کنارش دعا
ميکنه که اي امام معصوم من بچه دار نميشم کمکم کن تا بچه دار شم , غضنفر عصباني ميشه و ميگه خانوم اينجا بخش اورتوپديه , زنان زايمان اونطرفه
به غضنفر مي گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو مي خواي بري. غضنفر مي بينه
جهنم خيلي رديفه و کلي حوري ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا. ميگه مي رم جهنم. تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش.
ميگه چي شد. مي گن آخه چند وقت بود کسي نمي اومد اينجا رفته بود رو اسکرين سيور
غضنفر تو قرعهکشي بانک ماکسيما برنده ميشه. روزي که ميخواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي کنين من فردا ميام ميبرمش. ميگن بابا اين نقرهايه، بهترين رنگه، آبيش کنيم؟
ميگه آره. من فقط آبي تحويل ميگيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به. ببينيد.... حالا شد مثل نيسان!
براي ترك زبانها : حتما به زبان تركي ترجمه كنيد
دختر ترك به پسر ترك : ديگر مرا نمي شماري ديگر به من صورت نمي دهي يا مرا بخر يا بدوان
پسر ترك به دختر : من تو را رقصاندم مادرت به من خورشيد نمي دهد برادرانت طنا بم را بريدند حالا بمان سوزان سوزان
يك قزويني برنج تبرك مي خره مياره تو خونه باز ميكنه داد ميزنه پس حميد كو؟
دختر به پسر ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم.
هزار دهقان برای باریدن باران دعا کردند . . . باران نیامد ! خدا به فکر کودکی بود که چکمه اش سوراخ بود . . .
سلام سلامتي مياره . سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ، زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکنی :
مورچه داشتـه دونه ميبرد ازش ميپرسند دونه را از كجا اوردي ميگه: حميد
SMS :يك ترك پسرشو ميبره انگيليس تا انگليسي ياد بگيره بعد از يك سال ميره به پسرش سر بزنه بچه انگليسيا داد ميزنند محقلي محقلي دور گل بابان گليب (شكور
کي دلش به حال ماهي ميسوزه،يکي دلش به حال ماهيگير ميسوزه اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدي نميسوزه
از يكي پرسيدند تشابه انرژي هسته اي با زن دوم مرد چيست ؟جواب داد : هر دو حق مسلم ماست
به يك ترك گفتند شما جرا فارسي بلد نيستيد ؟
گفت من حضرت سليمان نيستم كه زبان هر حيواني را بلد باشم .
تو را از گل. نه از گل آفريدند. تو را از عطر ياس و سنبل آفريدند. نمي دانم تو را با اين همه حسن!!!! چرا قدري خل و چل آفريدند
آرزو دارم عمرت دراز وسفيد ومفيد باشد مثل كاغذ دستمالي توالت .
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
يه نفر شب اول عروسي اش حرفي براي گفتن نداشته ميگه:ببخشيد خانواده خبر دارن اينجايين؟!...
آيا مي دونيد چرا نه نه حوا
خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت
آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعيد فلاح
عروس رفته بود گل بچينه مامور شهرداري گرفته بود
به آقايي در ماشين كه در برف گير كرده بود مي گويند پياد ه شو زنجير بزنيم . همان آقا مي گويند نه! بيرون سرده در ماشين بشينيم سينه بزنيم
به يك نفر ميگويند زنت در خانه هنگام چيدن كلابي در حياط از
نردبان افتاده حالش وخيم است
مرد زود وسايل اش را جمع مي كند به طرف خانه تند ميدود در وسط راه مي ايستد مي گويد
ما تو حيا ط گلابي نداريم ولي باز شك ميكن تند ميدود و باز مي ا ايستد ميگويد اي
بابا ما اصلا نردبان نداريم ولي باز شك ميكن شايد از همسايه گرفته باشند
تند شروع به دويدن ميكند باز مي ايستد ميگويد اي با با من كه اصلا زن ندارم
يروز يك مرد ميره به غذاخوري ميگه يدونه كباب بيار . كبابو
ميارن و ميخواد بخوره ولي ميبينه مو ازش بيرون مياد ميگه اينو عوض كن يكي ديگرو
ميارن از اونم مو مياد اين خودبهخود ميگه برم ببينم چرا مو پيدا ميشه از اينا ميره
ميبينه كه آشپز دست نداره كبابو صاف كنه مزاره زير بغلش صاف ميكنه
یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده
. بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی
نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه
از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا
نمیشاشم توی
یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان
چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به
اندازه 5 تومن دنده عقب برید
بچه اصفهانیه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش
و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار
حروم ميكردي؟
اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن
چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم
به يك ترك گفتند بابا شدي . تركه ميگه به زنم نگوييد ميخوام
سوپرايز ش كنم
يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به
تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده
بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش،
جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.
يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير
جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين
ميكشه. روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ
گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد شير ميگه بگو ببينم .
آمدي -BADWORD- بدهي يا شير شكار كني
يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله
بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.
يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه
به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به
ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.
يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه
مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش
مي کنم.>
كمد سازي به آشپز خانه اي كمد نصب ميكند وبه خانه اي خود بر ميگردد به كمد ساز خانمي زنگ ميزند مي گويد: آقا كمدي كه نصب كرده اي وقتي اتوبوس
رد ميشود كمدها در آشپز خانه لرزش دارند شايد محكم نصب نشده .
كمد ساز بر مي گردد به همان محل نصب و به خانم مي گويد من توي كمد ميشينم اگر اتوبوس رد شد ببينم لرزش وصدا از كدام قسمت كمد است
وقتي كمد ساز داخل كمد مينشيند مرد خانه وارد منزل مي شود و به آشپزخانه رفته در كمد را باز مي كند و مردي را در داخل كمد ميبيند
و به او مي گويد تو اينجا چه كار مي كني ؟
كمد ساز مي گويد : اگر راست هم بگويم حرفمو باور نخواهي كرد ولي بخدا من در داخل كمد منتظر اتوبوس هستم
دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و
فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه
و مي گه : بيا نديد بديد !!!
اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .
يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين ميكشه.
روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد
شير ميگه بگو ببينم . آمدي كون بدهي يا شير شكار كني
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي
خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا
نوشتن!
يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه:
واي سوسک!!
يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.
يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب
ميکنه.
يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه
صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش
مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني
ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه
ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده،
خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه
قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور
خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار
من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.
يکي تو مسابقه ۲۰ سوالي شرکت مي
کنه، از قبل با پارتي جوابو که ۲چرخه بوده بهش ميگن و
ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي
بپرسه. طرف ميگه:
-هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........
يه روز يزديا ميان تهرون ، به
تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و
فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا
شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين
يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو
ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن
بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن
بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!
يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي
سو سک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند
روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس
مي ده.
يه روزي غضنفر با پسرش گر گم به
هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره
يه روز از ۱۱۰ ميان يه مرده رو
بگيرن مرده مي زنه مامور ۱۱۰ رو ميکشه بعد از اون
ميگفتند پليس ۱۰۹ ها ها ها ها
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده
بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک
ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده
رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي
کونوم
به قوچعلي ميگن شما ها بينتون آدم
مشهور هم هست ؟
قوچعلي ميگه : ها بو نه پس سوفيا ...؟ ... هاردي اينا
کين ؟
گرگه ميره دم در خونه شنگول و
منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين.
شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم
يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد
صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا
مادرم گفت يه نون بدين"
يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج
نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از
فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت
رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو
گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي
پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه!
مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه: ولك آخه خـَيـلي
كلاس داره!
ميزبان از يكي از مهمانها خواست
آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايهها ناراحت
ميشن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا
صبح پارس ميكنه
چهارتا آباداني مي خواستند از مرز
خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي
گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي
خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي
زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله.
آنها با تعجب خارج ميشن و ميپرسند شما از كجا فهميدين
كه ما آباداني هستيم؟ مامورا ميگن: از اونجايي كه
گوسفندها عينك ري بن نميزنند.
غضنفر و زنش دعواشون شده بوده،
با هم حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه،
يك يادداشت براي غضنفرميگذاره كه: منو فردا ساعت ۶
بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، ميبينه
غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت
شيشه!
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد
صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه
باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا
هويج مي خوري مي گه هوي جوري
روزي به مرده مي گو يند چه پفکي
رو دوست داري ميگه
سي توز
مردي بود که زماني که هوا رعدو
برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن
يارو مي ره تو يك قهوهخونه، به
قهوهچي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟!
قهوهچيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم
كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني
كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با
خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف
كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح
بدم چي شد!
يه روز سه تا جوجه خروس رو از
مدرسه اخراج مي کنند . باباي جوجه خروسا به اولي مي گه
چرا اخراجت کردند؟ مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر
کردند لختم اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به دومي
مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟ ميگه اخه کاکولم وفتاده
بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام اجراجم کردند .
باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا اخراجت کردند ؟
ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
به يکي ميگن با ريلکس جمله
بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
معلم : با آجر جمله بساز دانش
آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
به صدام ميگن شما چه طوري در اين
گير و دار فرار کرديد ؟ صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
به يکي ميگن با لجن جمله بساز
ميگه همه تو ايران با من لجن
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات
مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي
آبادانيه مي خواسته بره
خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو
پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك
ماشين مياد مي زنه درازش ميك نه وسط خيابون. رانندهه
مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك
نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي
گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!
يه مرده ميره حموم پاش ميره رو
صابون مي خوره زمين ديگه نميره حموم
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد
تو جورابش قرص بروفن انداخت!!
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ
بگو . ميگه دويدمو دويدم
يک مرده يک مار رو اذيت ميکنه
ماره ميگه سرطان بگيري
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات
مي گه :
آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .
تلفنچي مي گه : نه
مرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
به يکي ميگن :نظرت درباره نوشابه
چيه؟
ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق
نداره.
به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟
ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه.
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام
برم دانشگاه نظرت چيه؟
باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو.
به يکي کارت تلفن ميدن . کارت پرس
ميزنه.
يکي خودکارش تموم ميشه.ترک تحصيل ميکنه.
به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ
بگو مي گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
از سه نفر پرسيدند: شماها كي
بدنيا اومده ايد؟
اولي: نيمه اول سال
دومي: نيمه دوم سال
سومي: در وقت اضافه.!!!!
يك روز به يك جواني مي گويند :
آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.
جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار
مي كشم.!!!
يه روز قوچعلي و يه تهروني و يه
اصفهوني ميخوان برن پيك نيك قوچعلي ميگه: ناهار رو من
ميارم
تهرونيه ميگه : نوشابه هم رو من ميارم
اصفهونيه ميگه : منم دادشيمو ميارم!!!
فيله و مورچه هه باهم ازدواج
ميكنن
فيله ميميره مورچه هه ميگه:
بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
دو نفر بهم ميرسند.
اولي: از علي چه خبر؟
- علي مرد.
- چه جوري؟
- تريلي رفت رو انگشتش.
- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟
- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش
بود...!!!
مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي
بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.
رفيقش بالكنت زبون جواب ميده:
والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه
آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.
بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه
هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم, مرد به رفيقش
ميگه:
با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟
رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات
رو دددر ميارم؟؟؟!!!!
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته
ميره دم دكه سيگارفروشي و ميگه:
- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟
صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.
همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟
صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.
مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:
آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟
صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي
آآآآوردم!!!!!
سلماني از مشتري تازه كه مي خواست
ريشش را اصلاح كند, پرسيد:
آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح كرده ام؟
- نه آقا, اين جاي زخمها مربوط به زمان جنگ است.....
چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون
لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .
گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست
ميگه:
چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين,
توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .
خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟
ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!!
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس
ابد يا اعدام؟
دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم...!!
آقاي سردبير باز هم اين روزنامه
پر از اشتباه چاپيه امروز بيش از صد نفر تلفن كردند و
اعتراض كردند.
- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه
رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟!!!
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي
ميرفت توي آتيش و برميگشت.
همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟
گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.
پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟
گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده
بيارمش بيرون!!!!
- آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.
- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو
بيمه كنيد؟
- در مقابل مادرزنم
۱ - یک روز یک جوجه تیغی پیش دوستانش نشسته بوده یهو یک دونه کیوی میبینه میگه بچه ها داداشم از سربازی اومد.
۳ - یک روز دو تا موشه ازدواج میکنن ماه عسل میرن فاضلاب
۴ - یک روز یک آقایی داشته راه میرفته خسته اش میشه میدوه
۵ - یک روز یک آقایی میره استخر آهنگ تایتانیک میزارن جو میگیرتش غرق میشه
۶ - یک روز یک مرغ و یک خروس میرن بقالی میگن ببخشید تخم مرغ دارین مرده میگه مگه شما مرغ نیستین میگه چرا ولی ما تو عقدیم
۷ - یک روز یک آقایی سوار آسانسور میشه جو میگیرتش میگه برای سلامتی آقای راننده صلوات
۸ - یک روز یک سوسکی میره تو چاه دستشویی جو میگیرتش دستش رو میبره بالا داد میزنه میگه من و این همه خوش بختی محاله محاله ...
۹ - یک روز یک آقایی یک کارخانه کبریت سازی میزنه بعد از چند روز ور شکست میکنه ازش سوال میکنن آقا علت ور شکستگی شما چه بوده میگه من برای بالا بردن کیفیت کار کبریت ها را قبل از مصرف امتحان میکردم ۱۰ - یک روز یک آقای بسیار خصیصی به همراه خانواده اش از کنار یک روستوران بسیار شیک و مجلل میگزرند بوی خوب غذا دل همشون رو آب میکنه بعد باباهه جو میگرتش میگه اگه بچه های خوبی باشین یک بار دیگه از کنار این رستونران رد میشیم
۱۱ - به یکی میگن اسم کوچک فردوسی چیه میگه میدان
۱۲ - به یکی میگن با اتوبوس جمله بساز میگه اتو بوس کردم لبم سوخت
۱۳ - به یکی میگن یک جمله بگو که آب توش جریان داشته باشه میگه لوله
۱۴ - یک روز به یک گاو میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه میگه جلوی نیسان بشینم کنار راننده
۱۵ - به یک نفر میگن فرق هواپیما با کچل چیه میگه کچل که فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی هست .
۱۶ - یک روز یک نفر میره ته چاه میشینه میگن چرا رفتی اونجا میگه میخواهم فکر کنم میگن خوب چرا اونجا میگه خوب می خواهم عمیق فکر کنم
۱۷ - به یکی میگن خیلی آقایی ... میگه ما بیشتر
۱۸ - تمساح میره گدایی میگه به من مارمولک بدبخت کمک کنید
۲۰ - یک روز یک آقایی داشته پرتقال پوست میکنده میگه خدا کنم توش موز باشه
۲۱ - به یکی میگن موز خوردی میگه آره همون که هسته اش خیلی بزرگه
۲۲ - یک روز یک آقایی برف پاکن ماشینش رو میزنه هیبنوتیزم میشه
۲۳ - یک روز یک آقایی رو تخت می خوابه خوابش سنگین بوده تخت میشکنه
۲۴ - یک روز یک آقای خیلی خصیص موبایل میخره صفرش رو قفل میکنه
۲۵ - به یکی میگن میدونی اولین مگس در چه سالی متولد شد میگه آره دو ثانیه بعد از تولد کثافت
۲۶ - یک روز یک خانمی به دوستش میگه این روزها قلبم خیلی درد میکنه دوستش میگه نوار قلب گرفتی میگه نه نوار شجریان گرفتم
۲۷ - یک روز به یک آقایی میگن گیتار بلدی بزنی میگه نه ولی یک برادر دارم اونم بلد نیست بزنه
۲۸ - یک روز یک نفر کارت تلفن میخره فوری میره تا براش پرس کنن
۳۰ - به یکی میگن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی میگه فعلا میخواهم درسم رو ادامه بدم
۳۱ - به یک افغانی میگن اگه یک کامیون پر از شمش طلا بهت بدن چی کارش میکنی میکه ۵۰۰۰ تومان میگیرم خالیش میکنم
۳۲ - یک روز یک آقایی کلیدش رو تو ماشین جا میگزاره تا بره یک کلید ساز بیاره زن و بچه اش دو ساعت تو اتوبوس گیر میکنن
۳۳ - یک روز یک آقایی در یخچال رو باز میکنه یک ژل تو یخچال بوده میلرزه میگه نترس نمیخواهم تو رو بخورم
سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره.مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي ريزن.
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!
*****
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
*****
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
*****
شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش ميومده، يه بار زنگ مي زنه به حسيني و مي گه : گوشي رو بدين به حسيني، حسيني گوشي رو ورميداره و مي گه: اسمتون؟ شفچنكو مي گه : ببين داداش، زود بگو هواپيماتو بيارن پايين، حسيني يه خورده ادا در مي آره و مي گه : چرا؟ شفچنكو مي گه: آخه تو هواپيماتون بمب گذاشتيم.
*****
سوسکه با ملخ ازدواج مي کنه، بچه شون پروانه مي شه .
*****
يه بره با مامان و باباش دعوا مي كنه، بعد مي ره سر خيابون و داد مي زنه: دربست كشتاركاه.
*****
يه چيني رو دار مي زنن، مي شه: دارچين.
*****
از فوتباليستي مي پرسن؟ چرا هميش