|
|
|
يه خروسه با زنش داشتند
از جلوي يه مغازه مرغ فروشي رد ميشدند خروسه به مرغه
مي گه:خانوم مي خوام تو خونه اين طوري برام بگردي.
|
|
|
|
يكي
100 تومان تو صندوق صدقات مياندازه و
سوار ماشينش ميشه و 50 متر بالاتر تصادف ميكنه و
ميميره. اون دنيا به خدا ميگه من كه 100 تومان تو
صندوق انداختم .پس چرا مردم.خدا ميگه ها 100 تومانيت
گوشه نداشت. |
|
|
|
1 بار
يك نفر ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم
كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد.
|
|
|
|
رشتي يه اسم بچه شو مي
زاره رستم و ميترسه صداش کنه!!! |
|
|
|
تركه به خارجيه ميگه :
بيبينم ايسمت چيه هان؟؟؟؟خارجيه ميگه : جكسون جكسون
مايكل جكسون و بعد از مدتي خارجيه از تركه ميپرسه خوب
اسم شما چي هستش عزيز ؟؟؟؟ تركه ميگه : واللا فــــر
-- فــــر منتها گـــــــــــــضنفر |
|
|
|
به نيوتن گفتندبراي چي
از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت
گلابي نشسته بودم |
|
يك نفر ميره
خواستگاري.بعد دوستش ازش مي پرسه نتيجه چي شد.ميگه
پنجاه پنجاه.اون و پدر و مادرش موافق نيستن . منو پدر
و مادرم موافقيم!
|
|
|
|
دو نفر كه از قديم با هم
دشمن بودند يك روز محكوم به اعدام مي شوندو از آنها مي
خواهند كه قبل از مرگ آرزويشان را بگويند كه برآورده
شود اولي مي گويد آرزو دارم كه مادرم را ببينم دومي مي
گويد آرزو دارم كه اين عوضي مادرش را نبيند.
|
|
|
|
ميگن هرکجا شنيدي گفتن
ياحسين سريع برو بخاطر اينکه اونجا دارن غذا مي دن
وهرجاشنيدي ياعلي گفتند اونجا نرو بخاطر اينکه اونجا
دارن ماشين حل مي دن |
|
|
|
يه زن ميره پيش دكتر
ميگه اقاي دكتر من شبها كه مي خوابم اينقدر سينه ام
درد مي گيره كه دلم ميخواد اونو بكنم بندازم جلوي گربه
يكدفعه دكتره ميگه ميوميو!! |
|
|
|
به يه تركه ميگن
محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟؟؟؟؟ ميكه
قربون جدش آسد ميلان |
|
تركه ميره بيست سوالي.
بهش ميگن جواب انبر دسته ولي اولش لوندي. تركه مي پرسه
تو جيب جا ميشه ؟ ميگن نه. ميگه اااا!!! عجب انبر دست
بزرگي |
|
|
|
يه نفر
تو اتوبوس عاشق يه دختر
ميشه پياده شدني شماره اتوبوسو ياداشت ميكنه |
|
به
يكي
ميگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه
زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم
|
|
|
|
از زن رشتيه ميپرسن:
شما موقع عشقبازي با شوهرتون صحبت ميكنيد؟ ميگه:
اگه زنگ بزنه، خوب آره |
|
|
|
رشتيه به زنش ميگه: خانم
جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم
تومرد بودی |
|
|
|
تركه نذر كرده بود كه
هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن
صلوات |
|
|
|
يه آقايي براي تسليت
گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست
داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو
گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي
مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش
باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.
|
|
|